شيخ ذبيح الله محلاتى
193
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
فرمود آنچه خدمت داخل خانه است بفاطمه تعلق دارد و آنچه بيرون خانه است بعلى تعلق داشته باشد فاطمه مىفرمايد چندان فرح و سرور مرا عارض گرديد كه جز خداى كس نداند كه رسول خدا مرا مأمور بامورى فرمود كه ديگر احتياج بخروج از خانه و تصادم با رجال نيست چه آنكه زنان را تحمل شغل مردان نباشد ( كنايت از اينكه خانهدارى و سرپرستى اطفال و حضانت ايشان در خانه وظيفه زنان است . اين حقير وظيفهء زنان را در كتاب ( كشف الغرور ) نظما و نثرا مفصلا شرح دادهام و آن را طبع و منتشر كردهام بالجمله حسن معاشرت فاطمه و حسن تبعل او آفريدهاى بر او پيشى نگرفته و نخواهد گرفت در لقب راضيه و مرضيه بعضى بيانات راجع به اين قسمت سبق ذكر يافت و همچنين در ذيل كنيهء ام الهناء و نيز صدوق در علل الشرائع سند بامير المؤمنين مىرساند كه آن حضرت به مردى از قبيلهء بني سعد فرمود آيا من ترا حديث نكنم از فاطمه هنگامى كه در خانهء من بود و محبوبترين مردم بود در نزد رسول خدا مع ذلك چندان آب كشيدى كه اثر بند مشك در سينهء او نمايان بود و چندان آسيا گردانيدى كه دستهاى مبارك او آبله كردى و از جاروب كردن خانه و آتش افروختن زير ديگ گردآلود و لباس او متغير شدى و سختى و مشقت بر او مستولى شدي او را گفتم اى فاطمه اگر به خدمت پدرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىرفتى و خادمهاى از او درخواست مىنمودى باشد كه ترا مساعدت بنمايد فاطمه رفت به خدمت رسول خدا چون بعضي اعراب در نزد آن حضرت بودند سخن نكرد مراجعت نمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دانست فاطمه براى حاجتى به خدمت او آمده و بىنيل مرام مراجعت نموده روز ديگر صبح بخانهء ما وارد شد درحالىكه من و فاطمه در زير لحاف بوديم رسول خدا تا سه مرتبه گفت السلام عليكم و من در مرتبه سوم گفتم و عليك السلام يا رسول اللّه و قانون آن حضرت اين بود هرگاه به خانه فاطمه مىآمد تا سه مرتبه سلام مىكرد اگر جواب نمىشنيد مراجعت مىكرد فلذا جواب گفتم و عرض كردم بفرمائيد آن حضرت آمد و در بالاى سر ما نشست فرمود اى فاطمه ديروز آمدي بنزد من بگو حاجت تو چه بوده فاطمه از حيا سخن نكرد امير المؤمنين مىفرمايد ترسيدم من اگر جواب او را ندهم